|
تقدیم به ...
نوشته های احساسی زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد. آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید
تقدیم به تنها بهانه زندگیم
عاشق آن نیست که عشق تکه کلامش باشد عاشق آن است که وفاداری مرامش باشد کاش بودی تا دلم تنها نبود
در میان مردمی که میدوند برای زنده ماندن ارام قدم بردار برای زندگی کردن.
ای تو که عالم همه از هستی تو هست شدیم بوی گلی ندیده ایم اما همه مست شدیم روشن تر از تو نیست تو افتابی پس ابر نمانی هرگز ماییم که به دنباله ی چرکان کف دست شدیم
ای دلیل دل گمگشته خدا را مددی
به زیر آن درختی رو که رو دان های تر دارد دراین بازار عطاران مرو هرسو که میتوانی به دکان کسی بنشین که دردکان شکردارد ترازو گر نداری بس تورا زو ره زند هرکس یکی قدی بیاراید تو پنداری که زر دارد تو را بردر نشاند او به فراری که می اید تو منشین چون آن خانه دو در دارد به هردیگی که میجوشد میابد کارمنشین که هر دیگی که میجوشد در آن چیزی دگر دارد
گاهی گمان نمیکنی و میشود گاهی نمیشود که نمیشود
گاهی هزار باردعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود گاهی گدای گدایی بخت یار نیست گاهی تمام شهر گدای تو میشوند
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نیست با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند
سردفترعالم معانی عشق است سربیت قصید ه جوانی عشق است ای انکه خبر نداری از عالم عشق این نکته بدان که زندگانی عشق است یکدیگر رادوست بدارید اما از عشق زنجیر مسازید
کاش...... کاش دردهکد ه ی عشق کمی فراوانی بود توبازار صداقت کمی ارزانی بود کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم مختصربود ولی ساده و پنهانی بود
لحظات زیبا را می شود با رویا بنا کرد اما خوشبختی واقعی تنها بر واقعیت بنا میشود تاکه بودیم نبودیم کسی گشت ما را غم بی همنفسی تاکه رفتیم همه یار شدند خفته ایم همه بیدار شدند قدر ایینه بدانیم چو هست نه در ان وقت که اقبال شکست اناری دانه میکنم: میگویم خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود سهراب سپهری
|
About![]()
سلام خوش اومدید
Home
|